امروز وقتی با آقای ر داشتیم بخشهای مختلف رو سر میزدیم و همه سرپرستارا و پرسنل تعجب میکردن که منم واسه ویزیت مریضا میرم بالاسرشون و از نگاهشون این وایب رو حس میکردم که منو قبول ندارن، همونجا به خودم گفتم اوه اوه دختر تو با این قد و هیکل و با این چندماه سابقهای که هنوز حتی دو رقمی هم نشده، واسه جاافتادن و جلب اعتماد واقعا راه درازی رو در پیش داری! یه لحظه یه نگاه به آقای ر انداختم که فقط چندسال از من بزرگتره و چقدر صمیمی و با اعتمادبهنفس میره تو بخش منبع
درباره این سایت