پیرو پست قبل اینم بگم که من یجورایی عادت کردم به اینکه به خودم هزارجور سختی بدم و خواسته‌ها و احساستمو نادیده بگیرم که یه‌وقت بقیه به زحمت نیوفتن و اذیت نشن! (چه طرحواره‌ی کوفتیه من توش گیر کردم!!!) باید حواسمو جمع کنم و تو رابطه‌ام با میم یکم خودخواهیمو بیشتر کنم! حرفای اخیرش تلنگر بزرگی بود که اجازه بدم واسه به دست آوردنم سختی بکشه! سختی‌هایی که شاید فقط از نظرِ منه که سختیه ولی انگار خودشم واقعا دوست داره اینطور باشه و واسش چندان مهم نیست! دیروز بعد از منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

httsk اجناس فوق العاده آیین و اندیشه آرشیو رایگان کتاب کمیاب محمد امین صمدانی خدمات جوانسازی و زیبایی پوست تخفیف باز تولید اندیشه